تبليغاتX
من و جامعه شناسی

من و جامعه شناسی

گاه نوشته های یک دانشجوی جامعه شناسی

انسان و جامعه

درباره اینکه چه عاملی انسان را می سازد همیشه اختلاف نظر بوده است.آلفرد آدلر "میل به برتری جویی"  را بر می شمارد، مارکس "تاریخ" را انسان ساز می داند ، فروید "غریزه جنسی و تمایلات ناخودآگاه" را و دورکیم"جامعه" را به عنوان مهم ترین عامل تاثیر گذار بر انسان مورد توجه قرار می دهد.

نظر پیروان مکتب جبر این است که عواملی در جامعه وجود دارند که موجب شکل گیری رفتار و تفکر افراد می شوند.بسیاری از کجرو ها در واقع قربانیان جامعه اند و به همین خاطر نباید با آنها با خصومت برخورد کرد.می توان مکتب رفتار گرایی را در روان شناسی پشتوانه نظری خوبی برای آنان در نظر گرفت.

در مقابل افرادی هستند که انحرافات را ابتدا معلول عوامل فیزیولوژی فرد ،عوامل شخصی ، آسیب دیدگی مغزی و یا اختلالات روانی می دانند ، و در صورت عدم وجود آنها قائل به جنبه های اجتماعی اند.

باید به این نکته اشاره کرد که مسئله عدم توانایی فرد برای ترک رفتار انحرافی برای حیوان زیبنده تر است  تا انسان.درست است که الگوهای غلط و رفتارهای نابهنجار بر دیگران اثر منفی می گذارد اما در عین حال عامل اراده و خواست آگاهانه خود فرد را نباید فراموش کرد.انسان ماشین نیست که آن را پس از کوک کردن در مسیری قرار دهند و او مجبور به ادامه راه باشد.

این درست نیست که فردی آزادانه عمل خطایی انجام دهد و گمان کند که جامعه باید محاکمه شود و یا اینکه بگوید اجتماع من را منحرف کرده است.در صورت عدم وجود اراده آیا زندگی در این دنیا و بازخواست رفتار ما در عالم پس از مرگ آیا معنایی پیدا می کند؟ البته باید گفت بازخواست اعمال و رفتار هر کسی در آن دنیا قطعا با توجه به شرایط زندگی وی خواهد بود.

اما یک سوال:

چرا در غرب باید مکاتبی مثل رفتار گرایی ، روان کاوی ، مارکسیسم ، وبریسم ، دورکیمیسم و یا آثار رمان نویسانی مثل کافکا  اینقدر مورد توجه باشد و ترویج داده شود؟ نقاط مشترک این نظریه ها چیست؟

والسلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 آذر1389ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

خلاصه نظریات مارکس،وبر و دورکیم

خلاصه نظریات مارکس،وبر و دورکیم روی تخته کلاس..



+ نوشته شده در  دوشنبه 24 آبان1389ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

جامعه شناسی تجربی

مهمترین هدف یک پژوهش جامعه شناسانه بیان علت رویداد های اجتماعی مخصوصا اون رویدادهایی هست که یه مقدار نابهنجاره و با ارزش های یک جامعه ممکنه فرق داشته باشه.

به نظر پل دکامپ پژوهش در جامعه شناسی در سه مرحله پشت سر هم انجام میگیره:

۱-پژوهش عناصری که جامعه مورد بررسی را پدید آورده اند و همچنین بررسی رویداد ها با استفاده از روش مشاهده ی تحلیلی.

۲-پژوهش علت های انگاره ای(فرضی) نزدیک و پیامد های متحمل آنها

۳-اثبات انگاره ها به منظور بر قرار ساختن قوانین جامعه شناسانه که رویداد ها را  رهبری می کنند.

با توجه به اینکه رویداد های اجتماعی بسیار پیچیده و مرکب هستند(چند علتی) در مواقعی میتوان ابتدا گروه های کوچک انسانی را مورد مطالعه قرار داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مهر1387ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

معرفی کتاب

سلام

اول اینکه این وبلاگ به طرز خیلی جالبی مطالب این وبلاگو کپی کرده ببینید:اینجا

دوم اینکه اگه به جامعه شناسی علاقه دارید و اول کارید من پیشنهاد میکنم دو کتاب:"آناتومی جامعه" نوشته "دکتر فرامرز رفیع پور"و "روان شناسی اجتماعی" اثر اليوت ارونسون رو حتما بخونید برای شروع کار خیلی خوبه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مهر1387ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

سلسله مباحث استاد ساشادینا پیرامون فرهنگ(جلسه اول)

جلسه اول

تاریخ:1386.01.28

مکان برگزاری:دانشکده ادبیات

موضوع جلسه:هویت سازی فرهنگی

 

فرهنگ یک جامعه باید آنقدر غنی و قوی باشد تا بتواند دیگر فرهنگ ها را تسخیر کند.امروزه دانشجویان بدلیل مطالعه کتب خارجی و بومی و انتقال مفاهیم فرهنگی مختلف دارای چند هویت شده اند.

 زمانی که کودک بتواند زبان را یاد بگیرد به هویت فردی کم کم دست می یابد و اخلاقیات هم د ر واقع از راه زبان در هویت فرد درونی میشود.

هویت سازی  دارای 5 خصوصیت است:

 

1-حس انحصاری(هویت گرایی باعث انحصار گرایی میشود)

2-سمبل گرایی

3-جامعه(در جامعه هویت سازی صورت میگیرد)

4-متحد یا منفصل کردن افراد

5-مطلق نبودن هویت

 

تعریف فرهنگ:فرهنگ تعریفی نسبی دارد و هرکس تعریف خاصی از آن دارد اما بطور کلی:

 اولا فرهنگ جمع کننده ارزش های خاص یک جامعه و سرزمین است.

دوم اینکه در جوامع موسساتی وجود دارند که فرهنگ را تقویت میکنند.

سوم اینکه فرهنگ از راه شناختی به ما رسیده است.

و چهارم اینکه فرهنگ به عنوان میراث فرهنگی از گذشتگان به ما رسیده است.

 

نوع جهان بینی فرد از ناشی از فرهنگی است که در هویت او درونی شده است.

جهان بینی دارای سه جزء است:1-عقیده2-برخورد ها3-کنش

جهان بینی افراد هم مانند فرهنگ ثابت نیست بلکه متغیر است.

جامعه شناسان معتقدند فرد با یادگیری زبان جدید میتواند فرهنگ جدیدی را در خود درونی کند.

امروزه فرهنگ ها میتواند انفرادی باشد اما نمیتواند انحصاری باشد.

دین اسلام نسبت به دیگر ادیان جهان شمول تر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

جرج هربرت مید

"جرج هربرت مید"، 143 سال قبل، در 27 فوریه (8 اسفند) 1863 در ماساچوست زاده شد. این اندیشمند بیش از همه به عنوان یکی از جامعه شناسان کلاسیک شناخته می شود.

”مید" مانند اکثر جامعه شناسان در خانواده ای مذهبی و با پدری کشیش بزرگ شد و خود او نیز در کودکی تحت تعالیم مذهبی و اخلاقی در کالج مخصوصی قرار گرفت؛ اما در عین حال که بعد از مدتی به واسطه تعالیم داروینی و… دست از عقاید مذهبی شست و دلبستگی های الهیاتی اش را رها کرد، تا پایان عمر به عقاید و اخلاقیات مسیحی تا حدودی پایبند بود و این مسئله در زندگی اجتماعی و شخصیتی او به وضوح آشکار بود. وی بعد از فراغت از تحصیل از کالج ابرلین و مدتی تدریس در آنجا و نیز به صورت معلم سرخانه، در سال 1887 به هاروارد مراجعه کرد تا تحصیل در فلسفه را ادامه دهد؛ مدرک لیسانس او از این دانشگاه آخرین مدرک رسمی تحصیلی او بود.

 در پی آن، وی مدتی در آلمان به مطالعات روانشناسی و فلسفه پرداخت و ظاهرا از "زیمل"  نیز بهره برد

 نکته جالب در مورد "مید" تبحر فراوان وی در تدریس شفاهی و مشکل فراوان او در تالیف کتبی است! او یکی از جذابترین و بهترین اساتید دانشگاه شیکاگو محسوب می شد که دانشجویان فراوانی را در کنار خود گردآورده بود، بدون امتحان و با یک گزارش از مباحث درسی اش، فعالیت آنها را می سنجید و به شکل نجیبانه ای دور از قدرت و شهرت، با این که فلسفه تدریس می کرد اما طیف مختلفی از دانشجویان رشته های گوناگون از جمله جامعه شناسی را بر سر کلاسهایش حاضر می دید. درباره او ذکر شده که برای به تحریر درآوردن افکار و نظریاتش غیر از مسئله دوری از شهرت، با مشکل مواجه بود، گاه ساعتها پشت میزش می نشست و بالاخره با زحمت و حتی اشک فراوان، ورقی به تحریر درمی آورد! بر همین اساس، گفتگو بهترین وسیله او و نوشتن به منزله وسیله ای ضعیف و درجه دوم تلقی می شد و لذا در زمان حیات "مید" غیر از چند مقاله، هیچ اثر مکتوبی منتشر نشد و بعد از پایان عمرش بود که به تدریج آثارش منتشر شده و مورد توجه قرار گرفت؛ از جمله مهم ترین اثرش: "ذهن، خود و جامعه" یا "فلسفه کنونی"، "فلسفه کنش" و "جنبش های فکری در سده نوزدهم".
"مید" بر خلاف رفتارگرایان بنیادی به مسئله زبان نیز توجه دارد و علت اصلی تفاوت انسان و حیوان را در ظرفیت ذهنی انسان می داند و معتقد است تنها انسان است که می تواند در فاصله میان محرک و واکنش از وسیله ای به نام زبان استفاده کند.
 این اندیشمند آمریکایی در بسط کنش متقابل و دیگر نظریاتش به سه مقوله مهم ((ذهن، خود و جامعه)) پرداخت. خود نیز از دیدگاه "مید" پدیده ای غیر عینی و لذا فراگردی آگاهانه است که ابعاد مختلفی دارد و از طریق جامعه ایجاد می شود. بر مبنای نظریات "مید" جامعه است که خود هر شخص را می سازد و البته خود است که ذهن را خلق می کند.

"مید" معتقد است خود هر فرد از روابط با دیگران به وجود می آید و آن  را ساخته و پرداخته سالهای اولیه زندگی انسان می داند و مراحل پیدایش آن را در سه مرحله قبل از بازی (یک تا سه سالگی) بازی (سه تا چهارسالگی) و بازی با قاعده (چهار تا پنج سالگی) تحلیل می کند.

 وی در تحلیل مفهوم خود به دو موضوع" من" (آی) و"مرا"  (می) نیز می پردازد و معتقد است خود در رابطه میان "من" و"مرا"  و البته در جامعه پدید می آید. تفصیل این مقوله در حوصله این مقال نیست اما اجمالا از دیدگاه او، "من"، بخشی از کنشگر است که فرد از آن بی اطلاع است و  واکنش فوری  غیر قابل پیش بینی اوست.  و "مرا"  بخش آگاهانه فرد و مجموعه سازمان یافته از رویکردهای دیگران است که مورد قبول یک فرد قرار می گیرد.
  ((جامعه)) نیز از منظر "مید" بسیار ساده تر، سطحی تر و خردتر از آن جامعه ای است که مد نظر مارکس و دورکیم بود. او جامعه را یک سازمان اجتماعی می داند که ذهن و خود در آن متولد می شود و محلی است که کنش متقابل در آن صورت می پذیرد. و نهایتا این سه مقوله ذهن، خود و جامعه است که نظریه کنش متقابل وی راتکمیل می کند.

 خوب است این نوشته درباره "مید" که در 68 سالگی و در سال 1931 چشم از جهان فرو بست را با سخنی از خود او در توصیف جامعه مطلوب به پایان بریم که تاکید بر وجود همکاری و کشمکش در جامعه و دربردارنده دیدگاه های او در نظریات جامعه شناسی نیز هست: "یک جامعهء به خوبی تکامل یافته و سازمان گرفته، جامعه ای است که از یک سو، یکایک اعضای آن با انواع شیوه های پیچیده و ظریف به یکدیگر مرتبط بوده و بدین سان همگی شان در تعدادی از مصالح مشترک سهیم بوده باشند و از سوی دیگر، افراد جامعه بر حسب مصالح گوناگون دیگری که به صورت فردی دارا هستند و یا بر وفق مصالح گروه های کوچکتر  و محدودترشان، کمابیش با یکدیگر در کشمکش باشند."
نقل از کتاب زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

موضوع جامعه شناسی

موضوع جامعه شناسی پدیده اجتماعی است که از زندگی اجتماعی نشات می‌گیرند زیرا در جامعه بوجود می‌آیند. موجودیت مستقل دارند و تغییر و تحول می‌یابند و همچنانکه پدیده‌های زیستی با طبیعی موضوع علوم متفاوتی است. پدیده‌های اجتماعی هم موضوع علوم اجتماعی است. بنابراین هریک از این علوم جنبه‌های خاصی از پدیده‌های اجتماعی را مورد مطالعه قرار می‌‌دهند.
در زبان جامعه شناسی , پدیده اجتماعی به هر واقعیت اجتماعی اطلاق می‌شود که برای همه آشکار بوده ,عینی وملموس باشد. این اصطلاح شامل سازمان‌ها ,موسسات, نهادها و جلوه‌های گوناگون حیات اجتماعی چون
هنر, ادبیات , آداب و رسوم , سنت‌ها, آموزش و پرورش , جریانها و پدیده‌های بیشمار دیگری می‌گردد که هر فرد آنها را در خارج از خود می‌یابد.


درباره ماهیت پدیده‌ها و امور اجتماعی میان جامعه شناسان اختلاف نظر وجود دارد. برخی جامعه شناسان که پیرو مکتب روانشناسی هستند پدیده‌های اجتماعی را از نوع پدیده‌های روانی و فردی می‌دانند و معتقدند که امور اجتماعی را می‌توان با نفسانیات تحلیل و تبیین کرد . بنا به اعتقاد آنان جامعه از افراد تشکیل می‌شود و برای شناخت آن باید اجزاء تشکیل دهنده آن را بشناسیم و اگر نفسانیات افراد را شناختیم جامعه را نیز شناخته‌ایم و احوال و اخلاق و صفات فردی مبین امور و احوال اجتماعی می‌باشد. این بینش درباره ماهیت امور اجتماعی درست نیست. زیرا اولاً افراد با کنش‌های متقابل خود پدیده‌هایی را بوجود می‌آورند که به تنهایی قادر به ایجاد آنها نیستند. ثانیاً کافی نیست که افراد شناخته شوند تا امور اجتماعی را بتوان تبیین کرد زیرا نفسانیات افراد در جامعه بصورت دیگری در می‌آیند.

امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی از کسانی است که بیش از همه به بحث درباره ماهیت امور اجتماعی, خصوصیات , روش مشاهده و بررسی آن پرداخته است . دورکیم به خاطر آنکه امور اجتماعی را استقلال موضوعی بخشد و علمی بودن آن را محقق گرداند عقیده دارد که پدیده اجتماعی را باید مانند اشیاء بررسی کرد و در اثبات این نظر در کتاب قواعد روش جامعه شناسی فصلی را به قواعد مشاهده امور اجتماعی اختصاص داد و پس از اینکه روش معمول در سایر علوم و سوابق امر در جامعه شناسی اشاره می‌کند , وعقیده دارد که پدیده های اجتماعی را نیز باید مانند پدیده‌های مادی مطالعه کرد و آنها در حکم اشیاء تصور کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

پروفسور عبدالعزیز ساشادینا

دکتر ساشادینا

ایشان اصالتا اهل کشور تانزانیا میباشند اما بعد از چندی به هند رفته و تحصیلات خود را از آنجا آغاز میکنند پس از آن به ایران می آیند و به تحصیل در رشته ادبیات در دانشکده ادبیات مشهد می پردازند.در آن زمان افتخار شاگردی استاد دکتر علی شریعتی را پیدا کرده و از محضر آن استاد گرامی استفاده میکنند.(قبل از انقلاب)

پس از آن به کانادا و آمریکا رفته و در آنجا به تحقیق و تدریس مشغول میشوند.

استاد ساشادینا در حال تدریس در خارج از کشور

ایشان هم اکنون استاد دانشگاه ویرجینیای آمریکابوده و در دانشگاه های شهید بهشتی تهران و فردوسی مشهد(دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی) به فعالیت علمی مشغولند.

استاد دارای درجه دکترا در جامعه شناسی دین هستند و در زمینه دین شناسی ،مهدویت و مذهب شیعه تحقیقات فراوانی کرده اند.

دکتر ساشادینا به ۷ زبان دنیا تسلط کامل داشته و با سه زبان آشنایی کامل دارند.

من هم خوشبختانه موفق شدم در کلاس های بحران و هویت فرهنگی دکتر ساشادینا که در دانشکده خودمان برگزار شد شرکت کنم و باید به جرات عرض کنم که در این کلاسها به ذخیره بالای علمی و کلام دل نشین و تاثیر گذار ایشان پی بردم.

+ نوشته شده در  جمعه 21 اردیبهشت1386ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

اگوست کنت

اگوست کنت واضعِ نامِ جامعه‌شناسی (Sociology) و به عنوانِ بنیانگذارِ جامعه‌شناسیِ نوین شناخته می‌‌شود. تابلویِ علوم، سیرِ تکاملِ ذهنیِ بشر و توجه به جنبه‌هایِ پویا و ایستایِ جامعه از اندیشه‌هایِ برجستهٔ اوست.

كنت با اعتقادِ راسخ به فلسفهٔ اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم - positivism) معتقد بود بايد برایِ علومِ انسانی نيز حيثيتی مشابهِ علومِ تجربی قايل شد، به اين معنی كه علومِ انسانی نيز بايد از ابزارِ پژوهشِ تجربی استفاده كنند.

 كنت بر اين باور بود كه جوامعِ انسانی از سه مرحلهٔ الهی، فلسفی، و علمی عبور كرده‌اند (بعضاً مرحلهٔ اساطیری را نیز می‌افزایند). در جوامعِ اساطيری، كاهنان رهبرانِ جامعه به شمار می‌‌روند، در جوامع الهی كه تبلورِ تاريخیِ آن قرونِ وسطی است، پيامبران، و در عصرِ رنسانس و پس از آن فيلسوفان. اما در دورهٔ كنونی (عصرِ علمی) دانشمندان و جامعه‌شناسان رهبرانِ جامعه خواهند بود. البته ممکن است در هر جامعه‌ای بازمانده‌هایِ فکریِ اعصارِ گذشته رسوب کرده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت   توسط محمدکاظم نجار  | 

جامعه شناسی چیست؟(2)

جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد.
 
جامعه شناسی مطالعه زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است.مطالعه ای هیجان انگیز و مجذوب کننده که موضوع اصلی آن رفتار خود ما به عنوان موجودات اجتماعی است .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد.
 
جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.
 
یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.
 
سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت   توسط محمدکاظم نجار  |